-
تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 7:57
برای تا ابد ماندن باید رفت... گاهی به قلب کسی ... گاهی از قلب کسی...
قسمت پنجم (قرار نبود)
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 22:53
تمام طول راه خودمو زده بودم به خواب ... حقیقتا حوصله اخلاق گند آرتان رو نداشتم ... با توقف ماشین چشم باز کردم و متوجه شدم جلوی در باغ ایستادیم و منتظریم در باز بشه ... صاف نشستم و کش و قوسی به بدنم دادم. آرتان عینکشو از چشماش برداشت گذاشت روی موهاش و گفت: - ساعت خواب ... - خیلی خسته بودم ... - آره م...
قسمت آخر
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 18:31
قصه ی ما به سر رسید ترسا هم به آرتانش رسیییییییییییییید زیاد رمان نمیخونم ولی این به نظرم ییک از بهترینش بود
دنیای من
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 18:31
خورشید قلبم حضورت روشنی بخش تمام روزهایم و نگاهت آرامش بخش ترین منظره ی زندگیم بی رنگ ترین لحظه ها در حضورتو رنگ می گیرد تو باشی همه چیز حور دیگریست عصرهای دلگیر جمعه رنگین کمان حس های قشنگ می شود صبح های شلوغ شنبه آرام ترین اوقات هفته وقتی تو هستی تیره ترین شب ها هم جور دیگریست سپید و دوست داشتنی ب...
دوستت دارم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 18:31
به اندازه زیبایی درختان پر شکوفه دوستت دارم قسم به حقیقت دنیا قسم به راز گل سرخ قسم به زیبایی بنفشه ها قسم به تنهایی هام دوستت دارم!!!
نظر بده دیگه
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 18:31
گه نظر ندی دعا میکنم دماغتو عمل کنی فرداش یه کف گرگی تو دماغ بخوری! اگه نظر ندی دعا میکنم کچل شی! اگه نظر ندی دعا میکنم اسهال بگیری! اگه نظر ندی دعا میکنم وبلاگت فی.لت.ر بشه! اگه نظر ندی دعا میکنم شست پات بره تو چشت! اگه نظر ندی دعا میکنم سوسکا بهت حمله کنن! اگه نظر ندی دعا میکنم سرت تو توالت گیر کن...